مطالب طنز و خنده دار-خوارزم

در این سری از مطالب سرگرمی این سایت میتوانید جدیدترین مطالب طنز و جوکهای باحال و خنده دار را ببینید.
مطالب طنز و خنده دار-خوارزم

1. ایـــن وبــلاگ فــقـط بـــــــرای شـادی شـما بوجــود اومــده و قـصد توهین به کســـی رو هرگز نداره و مطالـب این وب کاملا اخلاقی و مجاز هست/
2. اگه از این وب خوشتون اومد ب دوســتاتون هـم مــعـرفـــیش کنــیـــد (;/
3. وبـلاگ صفحه بندی شدس! میتونید ب صفحه های دیگه هم یه نــــگاهی بندازیــــــد/
4. این وب هرروز آپ مـــــیشه/
5. خوشحال میشم نظراتــــونو دربــــــــاره مطالــــب بدونم/
6. فقط یه خواهــــشی دارم!! « بکوب لایـــــــــکوووووووو » خخخخ!!!

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

مطالب طنز و خنده دار-خوارزم

در این سری از مطالب سرگرمی این سایت میتوانید جدیدترین مطالب طنز و جوکهای باحال و خنده دار را ببینید.





۱۶۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ :خط ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ!

ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ :

خاک برمخت...

ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ :

ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ، ﻻﯾﺴﻮﺩ،لامرض!

هیچى دیگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮﺑﻮﺩﻥ

که یهو ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪﺑﻬﺶ ﺯﺩﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭ ﺍﻭﻣد همه با هم فرارکردیم   :)))

 

۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۰۰
فاطمه سادات داوری

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند!!!!

۱- ای رامین بدبخت دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم

۲- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم

۳- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه راه میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم

۴- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره

۵- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... امشب خونمون بعله برونه ..امشب خونمون عشق و جنونه ...

۶- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم!!!

***** 

وقتی دخترا دور هم خلوت میکنند!!!!

۱- وای این انگشتر رو کی خریده ؟ چقدر قشنگه !!!!!

۲- وای الهام جون نبودی امروز من با اون پسره قرار داشتم . اینقدر با هم حرفزدیم . حتی اسم بچه هامون هم انتخاب کردیم

۳- من خیلی دلم میخواد آی دی این پسره رو بدست بیارم تا باهاش چت کنم .

۴- امروز یه پسره خوشتیپ و با کلاس توی دانشگاهمون اومده بود . هر چی عشوه و ناز کردم براش تحویلم نگرفت . مگه من خوشکل نیستم

۵- سارا دیدی چه پسره مودبی توی فروشگاه بود . حتی توی صورتمون هم نگاه نکرد . خیلی پسره سر به زیری بود من که دلم پیشش گیر کرده

۶- مینا دختر با خودت چیکار کردی . چرا این همه چاق شدی . حالا باید بری بدن سازی اندامت رو بسوزونی تا این لباسهای تنگی که گرفتی اندازه ی تنت بشه

۷- راستی شیلا امشب میایی خونه ی ما . امشب جشن تولد منه . حتما بیا . چون میخواهیم کلی برقصیم!!!!

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۰۰
فاطمه سادات داوری

*****

عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

***** 

عروس لوس: بع..........له!

***** 

عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !)

 *****

عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس

***** 

عروس خجالتی: اوهوم عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)

***** 

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

*****

عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ...

***** 

عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... من شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم...

۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۰۰
فاطمه سادات داوری

دیشب اومدم همینطوری

تابستون امسالمو با تابستون پارسالم مقایسه کنم!

پارسال که ساعت مطالعه اصن نمینوشتم و همون تعداد تست رو فقط مینوشتم

تعداد تست های پارسال تابستونم شد: 6712 تا

و تعداد تست های امسالم هم تا آخر تابستون میرسه به ده هزار تا...!

از هردوتا تابستون استفاده کردم

اما راضی کننده نیس برام!

حیف که خیلی دیرِ برای حسرت خوردن! :)

میخوام الان مثه مامانبزرگا نصیحتتون کنم!

تابستونی اگه دارید استفاده کنید ازش!

نگید زوده نگید بلدم

تنبلی نکنید

به قولِ رفیقمون

برای کنکور باید ذره ذره درصد جمع کرد! :)

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۰۰
فاطمه سادات داوری
تجربه ثابت کرده

هرکسی دماغِ مبارکش

گنده تر و ترجیحا بیشتر در آفساید باشه

ضریب هوشیِ بالاتری داره! :)

من خیلی دارم سعی میکنم دماغم دچارِ افزایش حجم بشه

که هوشم افزایش پیدا کنه!!! D:

واقعا ثابت شده است این موضوع!

از رویِ باد معده نمیگم! :|

مثلا شما یه لحظه تصویرِ انیشتین رو تو ذهنتون تصور کنید

آیا انیشتین دماغِ کوچیک و عروسکی ای داشت؟!

خیر!

دماغش از کله اش گنده تر بود! D:

حدودا شاید بین افراد

10 درصد وجود داشته باشن

که هم دماغِ خوشکل و عروسکی ای داشته باشن[ خدادادی البته! ]

و خیلی باهوشم باشن!

[ الان همه کامنت میزارن جزوِ این 10 درصد هستن :| ]

خلاصه این بود نتیجه ی تحقیقاتِ من

واقعا باید از من سپاسگزار باشید انقد به علمتون اضافه میکنم

خواهشمندم! D:

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۰۰
فاطمه سادات داوری
این روزا خیلی دلم گرفته

از خدا می خوام کمکم کنه

بدجوری درمونده شدم

خدایا فقط خودت هستی که

می تونی با معجزه ای 

دوباره بزرگی خودتو بهم نشون بدی


۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۹
فاطمه سادات داوری

دخترک کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و برمی‌گشت... با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه مثل همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر که شد، ‌هوا بد شد و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت. مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد. اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد. زمانی که مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟ دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!
 باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی کنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نکنید!
یک شب سرد پاییز یک پروانه اومد پشت پنجره اطاق پسرک و به شیشه زد: تیک! تیک! تیک!
پسرک که سرش حسابی گرم بود، برگشت و دید یه پروانه کوچیک اونجاست!
پروانه با شور و شوق گفت: می‌خوام باهات دوست بشم، لطفا پنجره رو باز کن.
اما پسرک با اوقات تلخی جواب داد: نمی‌شه، تو یه پروانه هستی!
پروانه خجالت زده سرش رو کج کرد و با صدای لرزون گفت: لطفا پنجره رو باز کن، هوا اینجا خیلی سرده!
اون پسر باز هم قبول نکرد: برو از اینجا و منو راحت بذار!
پروانه با غم زیاد از اونجا دور شد.
فرداش پسرک از رفتارش پشیمون شد و پیش خودش گفت: برای اولین بار کسی خواست با من دوست بشه ولی من حرفشو گوش نکردم و پیش خودش فکر کرد که "ممکنه پروانه برگرده و این بار با هم دوست می‌شیم".
مدت‌ها کنار پنجره باز اتاقش نشست. پروانه‌های زیادی اومدن اما از پروانه اون شب خبری نشد.
خسته از انتظار، پسرک پیش مرد دانا رفت و ماجرا رو براش تعریف کرد.
مرد دانا بهش گفت: پسر عزیزم عمر پروانه‌ها بیشتر از یک یا دو روز نیست!
پسرک از اون روز دیگه همیشه یادش موند که برای دوستی و دوست داشتن فرصت کوتاهی داره و نباید از کوچکترین فرصتی دریغ کرد.

۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۰۰
فاطمه سادات داوری

به نظر من همه ی آدم ها به داشتن یه دوست خوب و صمیمی نیاز دارن اما بدی این دوستی ها اینه که بیشترش موقتی هست و همه بعد از یه مدتی حرفاشون از یادشون میره به خصوص وقتی که از هم دور میشن... شاید به خاطر همین هست که خیلی از ماها برای دوستای مجازیمون خیلی بیشتر ارزش قائلیم... همیشه وقتی با یه نفر دوست میشی بعد از یه مدت عوض میشه و اون چیزی که می خواستی نمیشه ....

میگن دوستای خوب مثه گنچ هستن و گنج ها فقط تو افسانه ها و قصه ها هستن

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۰۰
فاطمه سادات داوری
به در گفتم، تمام آنچه در دل بود بدان امید، شاید بشنود دیوار.

چه زیبا خالقی دارم

دلم گرم است می دانم

که فردا باز خورشیدی

میان آسمان، چون نور می آید 



شبی می خواندم .... با مهر

سحر می راندم ..... با ناز

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که می خواند مرا، با آنکه میداند

گنه کارم







اگر رخ بر بتابانم

دوباره می نشید بر سر راهم

دلم را می رباید، با طنین گرم و زیبایش

که در قاموس پاک کبریایی، قهر نازیباست



چه زیبا عاشقی را دوست می دارم

دلم گرم است می دانم، که می داند

بدونِ لطف او، تنهای تنهایم

اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی، اما



دلم گرم است، می دانم 

خدای من، خدایی خوب می داند

و می داند که سائل را نباید دست خالی راند



دلم گرم خداوندی ست

که با دستان من، گندم برای یاکریم خانه می ریزد

و با دستان مادر، کاسه آبی را، برای قمری تشنه



دلم گرم خداوند کریمِ خالق نوریست

که گر لایق بداند

روشنی بخشد، به کرم کوچکی با نور



دلم گرم خداوند صبور و خالقِ صبریست

که شب ها می نشیند در کنارم

تا که بیند می رسد آن شب

که گویم عاشقش هستم؟



خداوندا، دعا برآنکه آزار مرا اندیشه می دارد، نشانم ده

خداوندا، مسلمانی عطایش کن

نخشکاند هزاران شاخه زیبای مریم را

نبندد پای زیبای پرستو را

نسوزاند پر پروانه های عاشق گل را

نچیند بال مینا را



دعایش می کنم آن عهد بشکسته

دعایش می کنم عاشق شود بر یاکریم و هدهد و مینا

دعایش می کنم

آن سان دعایی 

چون مرا با لعنت و نفرین قراری نیست







تو آیا هیچ می دانی خدایم کیست؟

چنان با من به گرمی او سخن گوید

که گویی جز من او را بنده ای، در این زمین و آسمانها نیست



هزاران شرم باد بر من

چنان با او به سردی راز می گویم

که گویی من جز او و بی گمان

یکصد خدا دارم



چنان با مهر می بخشد

که گاهی آرزوی صد گناه و توبه من دارم



الا ای آنکه خواب از چشمها بردی

تو را آرامش شب ها گوارایت

نهال خنده مهمان لبانت



تو ای با مذهب عشاق بیگانه

برایت عاشقی را آرزو دارم



الا ای آنکه گریاندی مرا تا صبح

برای تو، هزار و یک شب آرام و پر لبخند را

من آرزو دارم



تو را ای آرزویت، قفل بر لب ها

برای تو، کلید فهم معنای تفاهم آرزو دارم



تو ای با عشق بیگانه

اگر روزی بخوانی رمز بال شاپرک ها را

تو می فهمی، که مرگ مهربانی، آخر دنیاست

اگر ناز نگاه آهوان دشت می دیدی

تفنگت را شکسته، مهربانی پیشه می کردی





چه لذت صید مرغان رها در پهنه آبی؟

اگر معنای آزادی، به یاد آری



نمی دانم دگر باید چه می گفتم

به در گفتم، تمام آنچه در دل بود

بدان امید، شاید بشنود دیوار.

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۰
فاطمه سادات داوری