همان هایی که هیچ نمیگفتند

اما یک دنیا معرفت بودند ...

یادشان بخیر مردانی که به عشق امام رضا

بدون بضاعت و توشه روانه مشهد میشدند

چقدر به دل می نشست وقتی مشهدی صداشون میکردیم ...

یادشان بخیر مردانی که با زبان روزه درو میکردند

دستشان به داس بود و دهانشان به روزه ...

یادشان بخیر پسرانی که هیچگاه مادر را بدون روسری ندیدند

یادشان بخیر مردانی که حتی اگر دزدی هم میکردند

اما حتی " تو بمیری " کسی را دروغ نمیخوردند ...

یادشان بخیر عروسهایی که تا روز عروسی ، داماد آنها را نمی دیـــد

و از نام دامــــاد هم حیــــا میکردنـــد ....

یادش بخیر مادر که هیچگاه بدون بسم الله و صلوات

در کیسه آرد را باز نمیکـــرد ...

یادش بخیر صلوات نامه هنگام خروس خوان ، بیداری سحرگاهان

دور هم نشستن ، هم نشینی و همــــدلی ،

یا هم خندیدن ، به درد هم رسیدن ، آهنگ دل نشینی برزگری هـــیاران

شمردن کیسه های گندم و جو با نام امامان ، مبارک دانستن برکت و ....

یادش بخیر نجابت ها ، صداقت ها ، محبت ها ، نصیحت ها ،

دلسوزی ها ، دلداری ها ، متلها ، چنه چنه ها ، خنـــده ها و شـــوخی ها و .....

خدا کند در این دوران زندگی ماشینی

این ارزشهای والای انسانی

در " وارگــــه انســـانیت " جا نمـــاند ...